ابو الحسن قزوينى

103

فوايد الصفويه ( فارسى )

ديار مشهور به « مينا » بىخبر بر صندوقخانه خاصه ريخته ، آنچه اسباب قيمتى از جواهر آلات بود ، بردند . از آن جمله ( 146 چ ) جيقه پادشاه فردوس مكان شاه سليمان و بازوبند زمرد پادشاه جنت آرامگاه شاه سلطان حسين ثانى « 133 » و كمر خنجر لعل‌نشان كه از پادشاه بهشت مكان شاه طهماسب ثانى ازين مقوله اسباب بسيار به غار [ ت ] رفت . چون در آن اوان راجه بجى سنكه با سهيم سنكه نوادهء خود به جدال و قتال اشتغال داشت و فارغ البال نبود ، دزدان هم در كوه قلعهء محكم داشتند و [ چون ] بىرفتن لشكر گران ، گرفتن قلعه دزدان امكان نداشت ، فرستادهء پادشاهزاده خلافت پناه كه نزد بجى سنكه رفته بود . سخن بجى سنكه اين بود كه دزدان از ملك راجه جيپوراند ، چنانچه درين خلوص عريضه به حضور بيضا حضور و مراسله به راجه پرتاب سنكه ، راجه جيپور نگاشته بودند . ارقام قضا نظام پادشاهزاده خلافت پناه به وزير - الملك آصف الدوله بهادر خان و باقى خوانين درين باب شرف صدور يافته ، چون از سعى و تردد قريب دو ماه در شهر ماروت كارى از پيش نرفت ، آخر الامر عنان عزيمت به صوب جىنكر تافتند . راجه پرتاب سنكه ، منتها لعل بخشى « 134 » را با سرداران ديگر به استقبال فرستاده ، در شهر جىنكر در باغ دلگشا منزل نشيمن دادند و مهمانى كه قابل شأن پادشاهان باشد ، براى پادشاهزاده خلافت پناه فرستادند و ارادهء راجه پرتاب سنكه اين بود كه حضرت اعلى چندى در جيپور ( 147 ر ) توقف فرمائيد و مريدان خود را از سرحد ايران و سند طلب داشته ، به امور ملكى پردازند . پادشاهزاده خلافت پناه ارشاد فيض بنياد فرمودند كه من از تأثير روزگار و زمانه ناهنجار به ديار هندوستان رسيده‌ام و عزم بيت الله دارم و با كائنات صلح كل كرده و مراتب آباء و اجداد بزرگوار خود الفقر فخرى منظور است . علاوهء شيوه پدر فرزندى و برادرى ، سالهاى دراز كه فيما بين سلاطين جنت مكين عليه صفويه و سلسلهء بابريه تيموريه گوركانيه مرعى است ، چگونه بر ملكى كه متعلق به سلاطين گوركانى باشد ، ما به دولت

--> ( 133 ) - برلين : اولى . ( 134 ) - نسخه برلين جنتهالال بخشى نوشته است .